پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 18 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

تولّد 11 سالگی....🦄🎂

بلاخره رسیدیم به پست تولد 11 سالگی بنده. من تولدم 28 مرداد امّا بخاطر اوج کرونا و یه سری مشکلات نتونستیم تو تاریخ خودش بگیریم و از همه مهمتر چون تولدم دقیقا افتاد به روز عاشورا🥲بله بخاطر همون نزدیک یک ماه دیر تولد گرفتیم تاریخ 25 شهریور 1400 با تم یونیکورن. واسه این تولّد گفتیا زیاده. اوْل از مسئله یکی از کادو ها شروع میکنیم... خب من همیشه دوست داشتم عروسک یونیکورن داشته باشم و مادرم قول داده بود برام میخره امّا قب از اینکه بخره باران اینا گفتم تو گوشمون بگو چی میخوای واسه تولّدت منم گفتم یونیکورن.... اونا هم گفتن پس میخریم واست امّا چند روز بعدش که رفته بودیم مرکز خرید زعفرانیه اونجا توی ویترین یکی از اسباب بازی فروشی ها یه یونیکورن خ...
25 شهريور 1400

مناسبت های ماندگار

خب روز 2 دی قرار بر این شد که بریم خونه مامانجون و یه دور همی یلدایی خانوادگی داشته باشیم ذاتا هیچکسم نبود یدونه ما بودیم و یکی هم باران اینا چون دیگه کرونا....  ​​​​​​چون کریسمس هم نزدیکه اونو هم قاطی کردیم به جشن یلدا و بخشی هم تم هم کریسمسی بود مثل کیک. و در آخر بدلیل اینکه بخاطر کرونا توی مهرماه نتونستیم تولّد باران رو جشن بگیریم تصمیم گرفتیم تو همین مراسم جشن هم بگیریم و کلا همه چی درهم برهم بود. تم تولّد هم پونی کوچولو بود. چون باران از تم تولد پارسال من خوشش اومده بود و ما هم صرفه جویی کردیم و تزیینات منو بردیم و از همونا استفاده کردیم. اون شب دیگه داشتیم منفجر میشدیم. اونقدر که خورده بودیم از همه چ...
4 دی 1399

تولّد 10 سالگی....🎂👑

و امّا میرسیم به تولد 10 سالگی بنده تولدی که زورکی گرفته شد از یه طرف کرونا بود و از یه طرف هم درگیر درس و مشق بودم(بخاطر جهش تحصیلی) و صدالبته دو روز دیر تر از روز اصلی گرفته شد که بیفته پنجشنبه و خیالمون راحت باشه. و بخاطر کرونا فقط خانواده نزدیک دعوت بودند پدربزرگ مادربزرگ و باران اینا. همونایی که همیشه میبینیمشون. خب حالا میریم سراغ عکسا. عکسی شاهانه از صاحب تولد🤭😂👑 اینم کیک که واقعا عالی بود، البته من خودم از طرح و مدلش اصلا خبر نداشتم و سورپرایز شدم، طعمشم عااالی بود. وای که من فردای تولد فقط داشتم اون تاج بالاش رو میخوردم آخه مزه شیر خشک میداد منم که عاااشق شیر خشکم واقعا خیلی خوشمزه بود البته نزاشتن تا آخر ب...
31 مرداد 1399

تولدی با جمع خوبان:/.... 9 سالگی

بریم سراغ تولد 9 سالگی.... تولدی که فکر کنم اولین و آخرین ضیافت مفصل ما در قالب تولد بود. یعنی همه بودن، همـــــه هاااااا...... و خب حتی یدونه عکس تکی هم ندارم،  عکس با بچه ها هم خیلی بد افتاده کلا چون بچه ها خیلی کوچیک بودن اصلا توجهی به عکس نمیکردن. منم واقعا دیگه کلافه شده بودم. پشت صحنه هایی هم داشتیم بسیااار دیدنی. تم تولد هم بعد کلی کلنجار رفتن پونی انتخاب شد.....  اولین کیک تولد دو طبقه ای من....🎂   این بالایی قبل از تولد گرفته شده، قبل از اینکه لباسای تولد رو بپوشم... میز ناهار اینم تنها کادوی مورد پسند بنده. البته که فقط کادوم این بود و بقیه پول دادن.😶 این عروسک ر...
2 شهريور 1398

تولّد پرهام....🎈

11 اسفند 1397 تولد پرهام پسر همسایه مون بود. ما هم دعوت بودیم. توی شهربازی میرداماد گرفته بودن اولش بازی کردیم و بعد رفتیم تالارش و جشن گرفتیم. تم تولدش هم لگو بود🎈🎂 البته بیشتر دوستای خودش بودن، و فامیلاشون اینجا میخواستن برف شادی بزنن واسه همون ذوق کردیم🙃 ...
11 اسفند 1397