پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 18 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

HBD to me

13 سالگی واسم خیلی متفاوت بود. خیلی خیلی متفاوت. یه سری اتفاق ها افتاد، یه سری چیز ها تجربه کردم که حتّی انتظارش رو هم نداشتم؛ اگرچه تصوّرشون کرده بودم. آدمای جدید، زندگی جدید، دوستای جدید، آدمایی که شاید مسیر زندگیم باهاشون عوض شد و رنگِ خوبی و خوشی رو دیدم. و البته تو این راه سختی های زیادی هم کشیدم، خیلی ناراحت شدم، جا زدم، نا امید شدم، خیلی غصه ها خوردم، ولی دوباره بلند شدم و به راهم ادامه دادم و به چیزایی که میخواستم رسیدم، به آرزوهایی که پارسال موقع فوت کردن شمع تولدم کرده بودم..... امیدوارم 14 سالگی هم مثل پارسال قشنگ و حتی قشنگتر هم بشه، پر اتفاق های خوب و به یاد ماندنی....💙🎂 امسال نشد تولد بگیریم. منم یه دکور ساده چیدم و باهاش...
28 مرداد 1403

آغاز پاییز با میلاد باران....🍁🍂

1402.7.10 امروز  ت ولد بارانه امروز تو مدرسه شون جشن تولد گرفته بودن، وقتی من تو مدرسه بودم زنگ زدن که برای باران میخوان تو مدرسه جشن تولد بگیرن تو هم میخوای برت داریم ببریم مدرسه باران ولی من گفتم نمیخوام برم  درس و مدرسه تو اولویته😁😁😁 اره من اینجوری به درس و مدرسه اهمیت میدم😁و خب اون زنگ قرار بود ادبیات داته باشیم و از اونجایی که من ادبیات رو دوست دارم کاملا مخالف رفتن به تولد شدم😁 اتفاقا، همون زنگ جشن میلاد پیامبر رو گرفتیم تو مدرسه و خیلی هم خوش گذشت مطمعنا اگه میرفتم تولدش خیلی از لحظات رو از دست میدادم بعدش قرار شد که شب بیان خونه مون(الان) و تولد بگیریم و حالا به روایت تصور باران عاشق ب...
10 مهر 1402

Happy birthday to me:)

1402.5.28 و من 13 ساله شدم:)))) ولی تعجب آوره ما تو تیرماه هزار تا تولد داریم یعنی اگه آمارگیری کنیم بیشترین تولد ها در خانواده ما توی تیر هست😅 برعکس اون توی مرداد سه چهار نفر تو خانواده ما تولدش تو مرداده و از اون سه چهار نفر همه شون بزرگن جز من😅 این عکسارو الان که 2 شهریوره میزارم چون تولدمو امروز جشن گرفتیم.... با تم فضایی . کیک تولد که اصلا اصلا خوشمون نیومد. آخه اون چیزی نبود که من میخواستم😑 اینم عکس کامل از تم و لحظه با شکوه فوت کردن شمع! من و باران کادوی باران که باعث شد نهایت ذوقمو ببینن.... تبریک نی نی وبلاگ حواشی این تولد بسیار زیاده و من این...
28 مرداد 1402

تولد باران

خب اصولا این پست باید توی وبلاگ خود باران ثبت بشه ولی من توضیحات مفصل رو اینجا میگم...... دقیقا مثل پارسال 10 مهر تولّد اصلی بارانه امّا چون افتاد به یکشنبه‌ و وسط هفته نمیتونستیم جشن بگیریم انداختیم به امروز که 15 مهر بود(جمعه) راستش باران از چند ماه پیش میگفت من دوست دارم تولدم تم پرنسسی باشه، امّا هیچوقت نشد واسه تولدش برنامه ریزی درست حسابی بشه و کلا همه چی میخوره به هم. شاید یکی دوبار تم مشخصی واسه تولدش داشته. حتی کیک تولّد هم امسال از ویترین برداشته شده بود. خب امروز قرار شد بریم خونه مامانجون تا اونجا یه تولد ساده بگیریم. چون اکثر تزیینات تولد با طرح LOL surprise بود، پس همین تم درنظر گرفته شد و همچنین رنگ ه...
15 مهر 1401

درگذر مرداد 1401

​​​​​دوباره اومدیم با مهمونای ویژه! این سری پسردایی هام دنیل و مایکل همراه زندایی اومدن ایران بعد 4 سال. اونا هم انگلستان هستن. امسال کلّا دیداری دوباره بود بعد چند سال. 9 مرداد به ایران اومدن البته خانواده خودشون تو تهران و شمال هست اوّل رفتن اونجا 18 مرداد هم اومدن تبریز چند روز پیش ما بود. 19 مرداد چهارشنبه به زور دنیل مایکل رو کشو ندیم با خودمون بیرون که دست از گوشی و تبلت بردارن و بریم یه جایی. ما چون حوصله مون سر میرفت و از طرفی اونا هم دوست نداشتن برن بیرون خلاصه رفتیم لاله پارک البته باز بین علما اختلاف افتاد من میگفتم بریم لاله پارک بقیه میگفتن اطلس آخرسر من پیروز شدن بماند که دنیل اینا تو ماشین ما بودن و منم تو ماشین بار...
29 مرداد 1401

تولّد 7 سالگی باران....

تولّد 7 سالگی باران.... که خیلی ساده برگزار شد تو خونه مامانجون و خوشبختانه تو روز اصلی! کیک تولّد که خیلی خوشمزه بود اینم صاحب تولّد میز شام و میوه و کادوی موردعلاقه باران! مشاهده شد که بادکنک های تولّد از بقایای تولّد من بودن. ...  ...
10 مهر 1400