پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 17 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

تولّد 11 سالگی....🦄🎂

1400/6/25 21:55
نویسنده : پرواز نوا
411 بازدید
اشتراک گذاری

بلاخره رسیدیم به پست تولد 11 سالگی بنده. من تولدم 28 مرداد امّا بخاطر اوج کرونا و یه سری مشکلات نتونستیم تو تاریخ خودش بگیریم و از همه مهمتر چون تولدم دقیقا افتاد به روز عاشورا🥲بله بخاطر همون نزدیک یک ماه دیر تولد گرفتیم تاریخ 25 شهریور 1400 با تم یونیکورن.

واسه این تولّد گفتیا زیاده. اوْل از مسئله یکی از کادو ها شروع میکنیم... خب من همیشه دوست داشتم عروسک یونیکورن داشته باشم و مادرم قول داده بود برام میخره امّا قب از اینکه بخره باران اینا گفتم تو گوشمون بگو چی میخوای واسه تولّدت منم گفتم یونیکورن.... اونا هم گفتن پس میخریم واست امّا چند روز بعدش که رفته بودیم مرکز خرید زعفرانیه اونجا توی ویترین یکی از اسباب بازی فروشی ها یه یونیکورن خوشگل دیدم و خواستم بخرم و با کلّی منّت کشی خریدیم😁و مادرم میگفت حالا که خریدیم به باران اینا بگو دیگه اونا نخرن امّا اونا هم انگار خریده بودن من به زور عکس مال خودمو فرستادم به باران و وقتی باران دید تعجّب کرد و چند روز هم معطّلش کرده بود....😶البته اینم بگم اونی که ما خریده بودیم هم بعدها به یه نفر قالب شد و الان دیگه دستمون نیست😑.... هرچند دوستش داشتم ولی خب.... بله دیگه اینم بود از ماجرای عروسک یونیکورن.

یه مسئله دیگه که تو این تولّد سرش کلّی بحث شد مسئله بادکنک عدد بود..... آخرش من نفهمیدم این عدد بادکنک باید اون عددی باشه که تو تمومش کردی یا بهش وارد شدی.... ما هرسال یا هر سری که بادکنک زدیم همون سنی رو میزدیم که من تمومش کردم.... که البته درستش هم باید این باشه امّا اون سال یه تعداد جشن تولّد ها توجهمو جلب کرد و دیدم اون سنّی رو گذاشتن که وارد شدن بهش. ما هم خواستیم این کارو بکنیم و عدد 12 گذاشتیم در حالیکه باید 11 میشد. چه فرقی داره حالا یه سال اینور اونور. البته بعدا دیگه پشیمون شدیم و اینکارو نخواهیم کرد....

و البته مسائل غمباری هم اون مدّت داشتیم که نمیخوام اینجا بگم ولی تا الان زیاد صحبت کردم بریم سراغ عکسها و توضیحات بیشتر:

عکس های تکی

ملاحظه میفرمایید که عروسکی که خودمون خریدیم کنارمه....

من و باران

اون تِل هایی که سرمونه همونایی که شاخ دارن. اونارو چند روز قبل از توّلد خریدیم.

اینم کیک. که از همونجایی سفارش دادیم که پارسال داده بودیم. پارسال که عالی بود امسالم دقیقا همونجوری بود. خیلی طرحش قشنگ بود.🦄🎂

و لحظه باشکوه فوتیدن شمع!

جالب اینجاست که بدونید یه سری کادو هارو خودمون کادو پیچی کرده بودیم!! .... 

کادو ها: یه ست سویشرت و شلوار قرمز که خاله م از آمریکا فرستاده بود(خودمون کادو کردیم🥲😁)

یه لباس و یه شلوار راحتی با طرح یونیکورن از طرف یکی از فامیل ها(دخترداییِ مامانم)بازم خودمون کادو کردیم😁

ساعت دیجیتالی صورتی از طرف مامانجون (مادربزرگ)

عروسک یونیکورن😁🦄از طرف باران

یه عروسک کوچیک از طرف یکی از دوستام برای من و با یه رنگ دیگش هم برای باران دادن

یه عروسک دیگه از طرف مادر

بقیه هم نقد دادن....

حوصله ندارم از کادو ها عکس بگیرم چون هر کدومشون یه طرفن🥲😑

همینجا خدافظی میکنم تا تولد 12 سالگی خدافظظظ

پسندها (5)

نظرات (1)