پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 18 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

✨1403✨

سلااااام!!!! نوروز مبارک!!!! حدودا یه ساعت پیش اینا سال تحویل شد، امیدوارم تو سال جدید بهترین ها در انتظار مون باشهههه من دیشب نخوابیدم که مبادا واسه سال تحویل نتونم بیدار شم و جا بمونم😅امسال خیلی قشنگ سال رو تحویل کردیم، باورم نمیشه 1402 تموم شد، خیلی سال خوبی برای من بود. اینم بود از اولین پست ما در 1403 ...
1 فروردين 1403

چهارشنبه سوری 1402🧨🔥

واقعا حرفی ندارم بگم.... یعنی امسالم تموم شد!؟!!؟.... چقدر زود.... ............................................................. 1402.12.22 بعد از سپری کردن سرماخوردگی شدیدی که هنوز آثارش به جا مونده، بلاخره چهارشنبه سوری بهانه ای شد تا این ماه هم حداقل یه خاطره خوبی داشته باشه. یادم میاد تا پارسال من از چهارشنبه سوری و ترقه بازی و آتیش بازی میترسیدم و حتی از چهارشنبه سوری سال قبل یه پست اینجا هست که یه چهارشنبه سوری بی خطر و داخل خونه ای برگزار کرده بودیم اونم با چی!؟ فشفشه های تولد😂😂😂الان واقعا نگاه میکنم به اون صحنه ها خنده ام میگیره که چرا من واقعا میترسیدم.... البته خب، من نمیگم ترقه بازی و... خوبه! اتفاقا خ...
23 اسفند 1402

گردش در ائل گلی

امروز 1402/11/20 رفتیم ائل گلی و دور زدیم آدم برفی بزرگ!  اینم نسکافه و ذرت مکزیکی. بماند که از جایی خریدیم که توش همه نشسته بودن و سیگار میکشیدن. منم که از بو و دود سیگار بیزااار بهونه گیری کردم اومدیم بیرون نشستیم.... اینم استند تبریز ...
20 بهمن 1402

یلدا 1402🍉کریسمس 2023🎄

سلام از طولانی ترین شب سااال امروز شب یلدا بود. بسی خوش گذشت و خاطره شد. خیلی خوب بود. کلی کنار خانواده خوش گذشت...... زیاد عکس نداریم میز و چیزی نچیده بودیم فقط از باران و امیرحسین عکس گرفتم..... امیرحسین🥰 اینم امیرحسین یلدای امسال و سال قبل.... واقعا چقدر زود گذشت انکار همین دیروز بود..... یادش بخیر عکسای دیگه هم داریم الان شبه و خسته ام و حوصله گذاشتن شون رو ندارم.....فردا هم میرم درس بخونم شنبه امتحانات ترم مون شروع میشه..... پ. ن: ما معمولا شب یلدا رو با کریسمس یکی میکنیم با اینکه کریسمس چند روز بعده ولی خب ما امروز میگیریم😂واسه همون درخت کریسمس میزاریم🎄 🍉خلاصه که یلدا مبارک🍉 ...
30 آذر 1402

دومین برف پاییز....🩵🍁

سلام🥲🩵 شنبه داشتم به آب و هوای این هفته نگاه میکردم که دیدم نوشته بود دوشنبه برف میاد. نوشته بود کلا برفه ولی وقتی دیروز چک کردم دیدم نوشته آب و هوای دوشنبه آفتابیه و فقط تو ساعات اولیه اش(که ماها خوابیم) برف خواهد اومد😔و من که مثل همیشه جار زنی کرده بودم به همه که برف قراره بیاد ناراحت😁از اینکه چرا نمیاد..... صبح که بیدار شدم و از پنجره بیرونو نگاه کردم و دیدم بله...... دومین برف پاییز امسال هم باریده و خوشحاال شدممم.....اما نه به اندازه اون دفعه قبلی..... امیدوارم تو زمستونی که تو راهه از اینم بیشتر برف بیاد❄❄❄ درس و مشق واقعا خسته مون کرده، مخصوصا ماها خیلی خسته شدیم ولی خب چاره نیست..... امتحان ها هم که از هفته بعد...
27 آذر 1402

İlk qar.....❄1402.8.30

سلام علیکم🫡😁 اینم تبریز در پوشش زمستانی در خدمت شما!!!!😁❄ شما فکرشو بکنید، توی پاییز هم برف بیاد، میگیم تبریز هواش سرده اینه هااا😂 امروز توی مدرسه تو کلاس بودیم که یهو دیدیم چه غوغایی بیرون شده...... برف بود که داشت می بارید.... خلاصه خیلی لحظه قشنگی بود اخه من عاشق برف باریدن هستم و اولین برف های سال همیشه برام به یاد موندنیه.... خلاصه که امروز 30 آبان 1402 اولین برف پاییزی تبریز رو لبریز کرد😂😂😂تبریز لبریز از برف چقدر جالب هم قافیه شدن😂😂😂 و بهتره این لحظه رو تو وبلاگ مون ثبت کنیم بماند به رسم یادگار 1402.8.30 خدافظ.....⭐ آبان مون هم اینجوری تموم شد.....❄ حیف به احتمال زیا...
30 آبان 1402

پذیرایی از گروه موسیقی وزیری/آبان ماه 1402

یه مطلبی هست که باید خیلی خیلی وقت پیش اینجا ثبت میشد، ولی نمیدونم چرا اون موقع ننوشته بودم بامداد  24 آبان 1402  یعنی نزدیک به حدود 2 سال و نیم پیش استاد بزرگوار کیوان ساکت همراه گروه موسیقی وزیری به خونه مون دعوت شدند به صرف شام. البته برنامه دقیقا دو روز قبلش تغییر کرد و به همین دلیله که میگم بامداد، چون ساعت حدودا 1 شب اومدن خونه مون. البته به این معنیه که قبلش یعنی اون شب(23 آبان) توی تالار پتروشیمی اجراشون بود و بعد از اجرا اومدن خونه ی ما و به دلیل تاخیر دیگه شب شد و ساعت 3 شب در حال صرف شام بودیم! مهمونا از تهران اومده بودن* خب بنده که برای اون روز به خاطر خوشامد گویی به مهمان های ویژه دکلمه خوانی داشتم و بع...
24 آبان 1402