پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 19 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

جشن خودکار🖊🎈

مهر ماه سال 97، جشن خودکار بنده کلاس سوّم این مطلبو دارم بعد 7 سال اینجا مینویسم. وای که چقدر اون روز که جشن بود مریض بودم. بد جوری سرماخوردگی یعنی هنوز با گذشت 7 سال و نیم یادمه. خیلی خوب یادمه حالم وحشتناک بود اون روزا مهر سال 97 نمیدونم دقیقا تاریخ چنده ولی مهر 1397 هست مدرسه نگارستان کلاس سوّم به همه خودکار کیتی دادن، یادمه بین همه خودکارا یدونه خودکار بود که رنگ روش قهوه ای و بقیه صورتی. من میخواستم اونو بردارم قبل من یکی برداشت🥲ولی چون مال من ننوشت، یه مدت بعدش رفتیم یکی دیگه خریدیم به رنگ قهوه ای خلاصه حسرتش تو دلم نموند حتی با اسرا(همونی که اونو برداشته بود) با هم ست میکردیم و کلی کیف میکردیم😂یادش بخیر🥲 هنوزم اون خود...
23 مهر 1397

عکسای آتلیه مهرماه 1397

یه سری عکس آتلیه هم میزارم بمناسبت تولد 8 سالگی در سال 1397 رفتیم البته دوماه بعد تولد و نگم که بدجوری باد بود و اصلا نمیشد درست حسابی عکس انداخت و با هزار تا مصیبت گرفتیم.... چون تو فضای باز بود.... پارک بهاران تبریز. عکسا زیاده ولی من سه تاش که خودم خیلی دوستشون دارم رو میزارم. امیدوارم خوشتون بیاد....(مطلب داره تو اسفند 1404 ثبت میشه😉) ...
18 مهر 1397

عکسهایی از کلاس اسکیت....

سلام با اجازه الان که این پست رو مینویسم اسفند 1404! و بیشتر از 7 سال از عکسها میگذره..  من سال 97 و 98 کلاس اسکیت میرفتم. بعدش دیگه بنابه دلایلی نتونستم برم ولی خیلی خوش میگذشت و من عاشق این ورزشم راستش من زیاد با ورزش رابطم خوب نیست ولی اسکیت رو خیلی دوست دارم امّا بخاطر یه سری مشکلات جسمی نمیتونم دوباره برم و خیلی ناراحتم.... با عرض پوزش چون ما این عکسها رو تازه پیدا کردیم مجبورم الان که سالها گذشته اینجا ثبت کنم. البته تاریخ به همون موقع ها بر میگرده. الانم چون نت ها قطعه فرصت خوبیه برای ثبت مطالب قدیمی.... پس بی معطلی بریم به سراغ خاطرات گذشته که خیلیلیللییییییی (شایدم بیشتر😁) عقبیم🥲 این عکسها مربوط م...
15 مهر 1397

تولد 4 سالگی باران....

باران دختردایی منه. 4 سال ازم کوچیکتره. امروز تولدش بود. تو خونه شون گرفته بودند. ما هم دعوت شده بودیم. باران نزدیک ترین دوست منه. امّا امان از امروز که باران اصلا همکاری نکرد. یه عکسم به زور گرفتیم. منم که در اوج مریضی بودم. ولی همراهی کردم کُل تولد رو. اینم یدونه عکس با لبخند زورکی باران و اینم میز تولد که تم تولد هم هلوکیتی بود💓 تولدت مبارک باران ...
10 مهر 1397