پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 17 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

عکسهایی از کلاس اسکیت....

1397/7/15 22:53
نویسنده : پرواز نوا
64 بازدید
اشتراک گذاری

سلام با اجازه الان که این پست رو مینویسم اسفند 1404!

و بیشتر از 7 سال از عکسها میگذره.. 

من سال 97 و 98 کلاس اسکیت میرفتم. بعدش دیگه بنابه دلایلی نتونستم برم ولی خیلی خوش میگذشت و من عاشق این ورزشم راستش من زیاد با ورزش رابطم خوب نیست ولی اسکیت رو خیلی دوست دارم امّا بخاطر یه سری مشکلات جسمی نمیتونم دوباره برم و خیلی ناراحتم....

با عرض پوزش چون ما این عکسها رو تازه پیدا کردیم مجبورم الان که سالها گذشته اینجا ثبت کنم. البته تاریخ به همون موقع ها بر میگرده. الانم چون نت ها قطعه فرصت خوبیه برای ثبت مطالب قدیمی....

پس بی معطلی بریم به سراغ خاطرات گذشته که خیلیلیللییییییی (شایدم بیشتر😁) عقبیم🥲

این عکسها مربوط میشن به شهریور و مهرماه 1397. پایان دوره ترم 2 اسکیت

مرّبی مون. آقای رسول زاده. خیلی خوب بودند البته ترم بعد از این هم برادرشون مربی ما بودن ماهایی که رشته مون سرعت بود. من خیلی دوستشون داشتم. هنوزم با گذشت سالها دلم براشون تنگ میشه. خیلی میخوام بدونم کجان.

این بچه ها اسم همه شونو دقیق یادم نیست ولی از سمت چپ: خودم، آیلا، مانیا، اون زرد پوشیده هم نمیدونم ولی فکر کنم آرتین بود. بقیه رو یادم نیست. آیلا رو وقتی برای اولین بار تو کلاس دیدم بهم گفت تو مهدکودک کجا بودی منم اسم مهد رو گفتم گفت منم اونجا بودم اینطور شد که فهمیدیم ما دوست بودیم😁

سال بعدش یعنی 1398 هم مهرماه رفتیم مجمتع یادگار امام تبریز واسه یه مسابقه هرچند مقام نیاوردم. توی یه پست جداگانه هست. توی دسته بندی زمانی: مهر 1398 میتونید پیدا کنید.

توی مجمتع تفریحی ورزشی سایمان تو ائل گلی تبریز میرفتم کلاس

اینم از خاطرات کلاس اسکیت🛼

پسندها (3)

نظرات (0)