پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 18 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

پارک ولیعصر تبریز ( اردوی مدرسه)

1401.2.18 امروز 18 اردیبهشت 01 ما رو به اردو بردند! به پارک ولیعصر تبریز، بعد از سه سااال سپری کردن کرونا و نرفتن به اردو! بسی خوش گذشت و خاطره شد. خیلی خوب بود. حیف که عکس هاش پاک شدند و ندارم. حتما از دوستام میگیرم هر وقت دستم رسیدند اینجا عکس هاشون رو میزارم. 🍀🌻 عکسا همشون پاک شدن. معذرت.... 
18 ارديبهشت 1401

نـــ🌺ـــــوروز 1401

سلامممم بعد از مدتها عیدتون مبارک سال 1401 شروع شده و امروز سیزده بدر. اومدم تا اتفاقات نوروز امسال رو بگم.... بزارید از قبل از عید شروع کنم. من دو روز قبل از عید مریض شدم. و گویا کرونا گرفتم. البته تا خود عید درست شدم ولی اینو به خانوادم منتقل کردم و تا وسطای عید، خونه کلا خوابیده بود.... منم که کلّی تکلیف عید داشتم و تو اون روزا اصلا نمیتونستم انجام بدم چون حال نداشتم. ولی بلاخره شروع کردم و تونستم به یه جایی برسونم....  اینم سفره هفت سین مون. امسال جای چینش سفره هفت سین رو عوض کردیم   بدلیل کسالت و مسائل دیگه، امروز که سرحال بودیم رفتیم بیرون و با المان های نوروزی عکس انداختیم....  6ث6366ث...
13 فروردين 1401

روز دختر....

اومدم با پست روز دختر 1400.... امروز صبح قرار شد عصر بریم پارک بهاران میرداماد ولی گفتن اونجا شبا چراغاشو روشن نمیکنن تاریک میشه بخاطر همون نظرمون عوض شد هرچند رفته بودیم. خلاصه برگشتیم و رفتیم پارک زعفرانیه. لباسامونم لباسای ست نوروزی مون بود. وای که اون شب طبق معمول سر کیک دعوا شد.... خدافظ ...
22 خرداد 1400

یه روز کنار دوستان

یه روز که بهتره نگیم روز خوب، کنار دوستان تو پارک زعفرانیه همکلاسی ها و دوستای من باران رو میشناسن چون از استوریام دیدنش. یکی از دوستام نیوشا باران رو تو پارک زعفرانیه دیده و شناخته بود. بعدش به ما زنگ زدن ما هم رفتیم پیش شون و بازی کردیم. یه دوست دیگه هم پیدا کردیم که فکر کنم اسمش آیشن بود. اینم عکس مون ردیف بالا نیوشا و من ردیف پایین باران و آیشن بماند که اون روز چی شد.... ...
29 ارديبهشت 1400

نوروز 1400

و امّا نوروز 1400 و پایان دهه 90 خب این عید هم مثل پارسالش هیچ اتفاقی نیفتاد جایی نرفتیم هیچ دید و بازدیدی انجام نشد و.... آبله مرغان هم گرفتیم! بله بله عجب روزایی بودند این عکس هم زورکی گرفتیم که با انگشتامون 1400 درست کردیم باران اصلا حال نداشت🥲 چون اون سال من نقال خوانی شاهنامه داشتم و باید ضبطش میکردیم توی اداره مخابرات بودیم برای ضبط تو سالن اجتماعات و این عکس رو اون موقع چون عید بود کنار هفت سین اونجا گرفتم عید امسال به مریضی گذشت همونطور که گفتم پس چیز خاصی نداشت کرونا هم از یه طرف. پس همینجا خدافظی میکنم عیدتون مبارک ...
11 فروردين 1400

روز معلّم 1399🎓

در مکتب تو همیشه شاگردم. روزت مبارک خب قرار نبود اینجوری بشه ولی بدلیل مسائل کرونایی نشد روز معلم رو به طور حضوری به معلممون تبریک بگیم پس قرار شد من یه نامه بنویسم و به دست معلمم برسونم. البته خودم ندیدمش. امیدوارم خوشش اومده باشه. ...
12 ارديبهشت 1399