نوروز 1399....🌹😷
خلاصه ای از نوروز کرونایی مون....: بجز سمت چپی، اون دوتا تخم مرغ رو من رنگ کردم امیدوارم سال خوبی باشد. عیدتون مبارک🌹 آپدیت شده 13 فروردین 99 برای سیزده بدر مهمون دعوت کردیم و باران اینا اومدن خونه مون برای شام. ما قبل شام تخم مرغ رنگ کردیم. این عکس من کنار هفت سین و اینم سفره شام. که هفت سین رو جمع کردیم و بساط شام رو پهن کردیم. ...
دورهمی و افطاری☕
مثل هر سال برای افطاری کلّ خانواده دعوت میکنیم به رستوران و شام میدیم. امسال هم ترتیب دادیم و به رسم هرساله بعد از افطاری همگی میان خونه مامانجون(مادربزرگم) و بستنی میخوریم و تا شب دور هم جمع میشیم. بوقت 27 اردیبهشت 1398 ...
روستا
من روی موتور🏍 من در حال فوت کردن قاصدک!🌱 ...
اردو ی مدرسه
این یکی پست مربوط میشه به اردویی که تو بهار 1398 تو کلاس سوّم رفتیم. به باغلارباغی رفته بودیم. خیلی خوش گذشت البته من تاریخ دقیق رو یادم نیست پس یه تاریخ همینجوری میزنم حالا بریم سراغ عکسا اینم پنج نفری با یه تعداد از بچه ها از راست الیسا، من، ائل آنا، رها، رُنا، ثنا اینم تفریحات مورد علاقه من! من و فاطمه👆🏻 و این یکی هم قطار و تونل وحشتش! من ردیف جلو نشستم پیش دوست صمیمیم هستی و کنار ما هم آیلین. پشتمون دلسا و الیسا و پشت اونا هم اسرا و یسنا و ثنا اینم شخصا خیلی دوست دارم از جلو به پشت: من، سوین، فاطمه، ثنا، آیلین، هستی، اسرا، یسنا و بقیه هم مشخص نیست. اینم بود از اردوی ا...
تشک بازی
آخرین روز تعطیلات نوروز/مرکز خرید اطلس
امروز آخرین روز تعطیلات نوروز بود پس ما هم رفتیم اطلس و شهربازی اش و خیلی خوب بود. ...
من و تار🎼
من و تار کوچیکم🎼🎼🎼 ...
نـــ🌷ــوروز 1398(رویداد های اوّل تا پایان عید)
سلام عیدتون مبارک این اوّلین نوروزی هست که در نی نی وبلاگ و توی وبلاگمون ثبت میشه . جشن نوروزی در مدرسه وای اینجا یه اتفاق بد افتاد. انگار دوتا از بچه ها داشتن بازی میکردن جلو و عقب میرفتن.... منم پشتشون بودم میخواستم رد بشم که یهو وقتی خم شد یکیشون عقب خوردن به بینیم و خون اومد..... وای وای عجب صحنه ای داشتیم و اینجا هم در حین جشن که طبقه آخر بودیم و مراسم داشتیم عکس با المان های نوروزی عکسی که توی مدرسه گرفتن: عکسی که کنار هفت سین اداره انتقال خون گرفتیم: مهمونی که برای عید ترتیب دادیم: و مهمونی که باران اینا داشتن سفره هفت سین مادربزرگ: و...
















