مهمان های ویژه
اومدم با یه پست متفاوت.
البته باید این پست زودتر نوشته میشد ولی چون چیز خاصی نداشتیم الان مینویسم.
16 خرداد امسال یعنی 1 ماه و 3 روز پیش بعد از 5 سال خاله م اینا با خانواده اش اومدن ایران برای یه مسافرت کوتاه. دخترخاله 5 ساله م سلین و پسرخاله 2 ساله م اِیدن Aiden هم بودن. این مدت خیلی خوش گذشته هرچند با هم ساختیم و جنگیدیم امّا خب دیگه😉البته خب به دلیل اختلاف زمانی اینجا با اونجا، خواب یوه ها قشنگ مختل شده بود و روزها میخوابیدند و شب ها بیدار بودن😁و واقعا نمیشد بازی کرد باهاشون. یه چند تا عکس دارم که میزارم.
اینا برای امروز. که داشتیم بازی میکردیم

من و باران و سلین

البته ایدین در پشت صحنه در حال شیطونی و حواسش به عکس نیست😁(درحال گیلاس خوردن با اجازه😁🍒)
و اینم برای روزیه که رفته بودیم مهمونی خونه باران اینا

آپدیت شده: امروز 20 تیر هم رفتیم مرکز اطلس. شهربازی و فودکورت. اینم عکسامون کنار کشتی توی اطلس

من و ایدین و سلین و باران
اینم من و باران. یاداور خاطره و عکسی مشهور!

اینم همون عکس مشهوریه که تو همین مکان گرفته شده! 3 سال پیش

مهمونامون این هفته جمعه میرن....🥲✈️







مهمان های ویژه 




