Müəllim günü
در میان فاصله ها، یاد معلمانمان
و باز ز راه رسید… روز کسانی که…
روز کسانی که در سکوتِ کلاسهای خاکستری،
چراغی را روشن میکنند که هیچوقت نام صاحبش را نمیپرسند.
روز کسانی که شاداب میآیند، خسته میروند،
اما بین این آمدن و رفتن، تکهای از جانشان را
بیهیچ ادعایی به دستهای لرزان ما میسپارند.
و عجب تقدیریست…
که بزرگترین قدردانانشان همیشه دلهاییاند
که دیر فهمیدند چقدر مدیون آن نگاه آرام،
آن دلسوزی بیصدا، و آن انتظارهای بیپاسخ بودهاند.
گاهی خیال میکنم معلم کسیست
که خودش هزار درد را در سینه دارد،
اما وقتی پای درس دادن میرسد،
دردهایش را پشت لبخندی پنهان میکند
که شاید حتی کسی قدرش را نفهمد.
روز معلم که میشود،
نه صدای زنگ مدرسه عوض میشود،
نه شیشهی پنجرهها از دلتنگی کمتر میلرزد…
فقط ما بیشتر یادمان میافتد
که بعضی آدمها را دیر تشکر میکنیم
و دیرتر دوست میداریم.
به احترامشان مینویسم،
برای تمام آنانی که یاد دادند
اما هیچوقت نپرسیدند «در عوض چه؟»
و برای تمام آن لحظههایی که
کسی از مهرشان باخبر نشد…
و در میان همهی نامها،
نام دو نفر در دلم بلندتر صدا میشود…
معلمی که وقتی درس میداد،
کلماتش فقط روی تخته نمینشستند،
میآمدند و جایی در دل من خانه میکردند.
با هر توضیح، انگار پنجرهای تازه باز میشد
و من یاد میگرفتم جهان را دقیقتر ببینم،
عمیقتر بفهمم،
و کمتر بترسم.
و معلم دیگری که نگاهش آرام بود،
اما حضورش محکم…
از آن آدمهایی که وقتی حرف میزنند
آدم دلش میخواهد بهتر باشد،
بیشتر تلاش کند،
کم نیاورد.
امسال نشد…
نشد روبهرویشان بایستم،
نشد با صدایی که کمی میلرزد بگویم
«روزتان مبارک.»
و چه سخت است
تبریکی که در دل بماند.
دلتنگم.
برای کلاسهایی که شاید ساده به نظر میرسیدند
اما حالا میفهمم
چقدر پناه بودند.
دلتنگم برای لبخندهای کوتاه،
برای تذکرهای جدی اما مهربان،
برای لحظهای که اسمم را صدا میزدند
و من حس میکردم دیده شدهام.
اگر این نوشته هرگز به دستشان نرسد هم،
مهم نیست…
کاش فقط بدانند
در دل یک دانشآموز آشفته،
جای امنی دارند
که هیچوقت خالی نمیشود.
امسال روز معلم متفاوت تر از هرسال از راه رسید.... شاید من فقط به عنوان یک دانش آموز همچین چیزی رو میگم ولی برای معلم ها شاید حتی متفاوت از چیزی که فکرشو میکنم هست. امسال مثل سال قبل نیست که تو مدرسه واسه معلما قطعه و آهنگ اجرا کنیم. مثل دو سال پیش نیست که شعر بخونیم. مثل سه سال قبل نیست که تو مسابقه شرکت کنیم. مثل چهار سال قبل نیست که نمایش اجرا کنیم. مثل سالهای قبل نیست که جشن میگرفتیم و معلما جمع میشدن. امسال نشد حضوری معلمامو ببینم و بهشون تبریک بگم. مخصوصا یکی دوتاش که از صمیم قلب دوستشون دارم و حتی دسترسی هم بهشون ندارم. خلاصه دلم بدجوری غصه داره
11 اردیبهشت جمعه آموزشگاه بودیم و کلاس داشتم. شیرینی بردیم و دادیم و به اساتید گل خریدیم🌹
اینم عکس گل هایی که برای استاد ها اوردن هنرجو ها


تو ژورنال واسه روز معلم یه چیزایی نوشتم البته بیشترش همون متن بالایی این پست هست. متاسفانه عکسشو نمیتونم اینجا بزارم.
ماه شب معلم.....🌕🫂

آپدیت شده 21 اردیبهشت
قرار بود این مطلبو هفته پیش بنویسم که متاسفانه بنا به دلایلی نشد
امروز رفتم دیدن یکی از بهترین معلم هایی که میشناسم. معلم زبانم که البته الان دیگه معلمم نیست، ولی همیشه تو ارتباط بودیم و هستیم....
این هم لوح تقدیر و گلی که براش بردیم🥺🌹

پایان روز معلم 1405







Müəllim günü 














