پـParinazـروازپـParinazـرواز، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
Our MemoriesOur Memories، تا این لحظه: 8 سال و 18 روز سن داره
Playing ViolinPlaying Violin، تا این لحظه: 3 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
آشنایی من با موسیقیآشنایی من با موسیقی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگ پرواز نواوبلاگ پرواز نوا، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

♬ پَـــ🪽ــــروازِ نَـــ🎶ـــوا ♬

„Die Welt jenseits von Bezeichnungen erkunden“

روز جهانی موسیقی 2024 و آغاز تابستان🎼💚

سلااام و صدسلااام یه سلام به گرمی تابستان به تمااام نی نی وبلاگی های عزییییز فکر کنم از طرز حرف زدنم معلومه چقدررر خوشحالمممم😆😅خب معلومه چون بلاخره بعد از کلییی انتظار امروز رسید و آزمون ورودی تیزهوشان و نمونه دولتی رو هم دادیممم!!!!!!! به نظر من که سوالای سختش سخت بود و راحتاش هم راحت بود دیگه. یکم مفهومی داده بودن سوالات رو ولی من در کل خوب دادم امتحانو. بلاخرههه تموم شد و از امروز به بعد خوش گذرونی و لذت بردن از زندگی بدون دغدغه های درسییی😆😆😆 قسمت دوم ماجرا اینه که امروز روز جهانیِ ادبیاتِ روح و جان...... موسیقی..... الفبای زیبای آهنگ ها و سرود ها...... زندگی برای زنده هاست مرگ برای مردگان است بگذار...
1 تير 1403

Happy birthday to me:)

1402.5.28 و من 13 ساله شدم:)))) ولی تعجب آوره ما تو تیرماه هزار تا تولد داریم یعنی اگه آمارگیری کنیم بیشترین تولد ها در خانواده ما توی تیر هست😅 برعکس اون توی مرداد سه چهار نفر تو خانواده ما تولدش تو مرداده و از اون سه چهار نفر همه شون بزرگن جز من😅 این عکسارو الان که 2 شهریوره میزارم چون تولدمو امروز جشن گرفتیم.... با تم فضایی . کیک تولد که اصلا اصلا خوشمون نیومد. آخه اون چیزی نبود که من میخواستم😑 اینم عکس کامل از تم و لحظه با شکوه فوت کردن شمع! من و باران کادوی باران که باعث شد نهایت ذوقمو ببینن.... تبریک نی نی وبلاگ حواشی این تولد بسیار زیاده و من این...
28 مرداد 1402

سفرنامه شمال و سرعین و شروع مدارس

29 شهریور به فکرمون زد بریم شمال....فقط خودمون فقط من.... حتی باران هم نیومد...... به من زیاد خوش نگذشت چون تنها بودم و هوای اونجا مناسب ما نبود و 2 3 روز رو بزور سپری کردیم 29 شهریور راهی شدیم. اولش میخواستیم سر عین بریم بعد شمال اما گفتیم اول شمال بعد سرعین و از اونجا تبریز برگردیم.... رفتیم ماسال، گیسوم....گردنه حیران و....بعدش اومدیم سرعین و من اونجا حالم بهتر شد.... چون خنک بود..... من سرعین رو خیلی خیلی خیلی دوست دوست دارم.... این عکس توی بستان آباد هست.... وقتی تازه از تبریز در اومده بودیم و اینجا هم گردنه حیرانه و اینجا هم جنگل گیسوم هست. من تو این روز کلاس زبان داشتم و آنلاین توی ما...
1 مهر 1401

درگذر مرداد 1401

​​​​​دوباره اومدیم با مهمونای ویژه! این سری پسردایی هام دنیل و مایکل همراه زندایی اومدن ایران بعد 4 سال. اونا هم انگلستان هستن. امسال کلّا دیداری دوباره بود بعد چند سال. 9 مرداد به ایران اومدن البته خانواده خودشون تو تهران و شمال هست اوّل رفتن اونجا 18 مرداد هم اومدن تبریز چند روز پیش ما بود. 19 مرداد چهارشنبه به زور دنیل مایکل رو کشو ندیم با خودمون بیرون که دست از گوشی و تبلت بردارن و بریم یه جایی. ما چون حوصله مون سر میرفت و از طرفی اونا هم دوست نداشتن برن بیرون خلاصه رفتیم لاله پارک البته باز بین علما اختلاف افتاد من میگفتم بریم لاله پارک بقیه میگفتن اطلس آخرسر من پیروز شدن بماند که دنیل اینا تو ماشین ما بودن و منم تو ماشین بار...
29 مرداد 1401

بدرقه ی مهمان های ویژه✈️

​​​​همونطور در پست های قبلی گفته شد مهمون های ویژه مون که خرداد اومده بودن ایران، امروز صبح 24 تیر بعد از یکماه و نیم دوباره برگشتن آمریکا. البته قرار بود هفته ی پیش برن ولی تمدید کردند. اینجا ماها نشستیم و قبل رفتنشونه. 📍فرودگاه بین‌المللی تبریز🛩 از چپ من و باران و سودا و سلین. جالبی ماجرا اینجاس که ما دیشب اصلا نخوابیدیم. چون پروازشون صبح زود بود باید برای رفتن به فرودگاه بیدار میشدیم و حدودا از ساعت 3 یا 4 صبح تو فرودگاه بودیم. باران هم خونه ما موند تا با هم بیدار بشیم. و الانم واقعا خسته ایم. و کمی هم مریض و بیحال..... ...
24 تير 1401