پذیرایی از گروه موسیقی وزیری/آبان ماه 1402
یه مطلبی هست که باید خیلی خیلی وقت پیش اینجا ثبت میشد، ولی نمیدونم چرا اون موقع ننوشته بودم
بامداد 24 آبان 1402 یعنی نزدیک به حدود 2 سال و نیم پیش استاد بزرگوار کیوان ساکت همراه گروه موسیقی وزیری به خونه مون دعوت شدند به صرف شام. البته برنامه دقیقا دو روز قبلش تغییر کرد و به همین دلیله که میگم بامداد، چون ساعت حدودا 1 شب اومدن خونه مون. البته به این معنیه که قبلش یعنی اون شب(23 آبان) توی تالار پتروشیمی اجراشون بود و بعد از اجرا اومدن خونه ی ما و به دلیل تاخیر دیگه شب شد و ساعت 3 شب در حال صرف شام بودیم!
مهمونا از تهران اومده بودن*
خب بنده که برای اون روز به خاطر خوشامد گویی به مهمان های ویژه دکلمه خوانی داشتم و بعدشم اجرای نی و ویولن. اون موقع من 4 ماه میشد که ویولن میزدم و یه قطعه ساده زدم. ولی یادش بخیر چقدر ساده و خوش ذوق بودم😂😶
خلاصه بعد از اجرای من و یه سری صحبت ها، وقت شام شد که چقدررر مفصل کار کردیم
حالا یکی دوتا عکس از اون روز میزارم البته همه چی تو فیلمش مشخصه که متاسفانه نمیشه اینجا گذاشت چون هم طولانیه هم که دیگه دیگه😉
البته این مطلب در تاریخ خودش ثبت میشه یعنی آبان 1402. ولی فروردین 1405 نوشته شده.
من و استاد ساکت

اینجا بنده در حال اجرا بودم....

اینم من و باران بعد از اینکه مهمونا رفتن. دیگه شب ساعت 4 بود و داشتیم منفجر میشدیم و از خستگی میمردیم.

تعداد هم خیلی زیاد بود..... یه تعداد از مهمونا هم حذف شده بودن و یه تعداد هم اضافه شده بودن. یادم نیست چند نفر بود کلا ولی بودن دیگه.....
اینم برگه ی دکلمه ی من بود چیزایی که تو خوشامد گویی بهشون گفتم البته ایده عکس اینو باران داد گفت که یادگاریه....

بله اینم بود از پذیرایی ما از گروه موسیقی وزیری در سال 1402 که نمیدانم چرا اینجا ثبت نشده بود.....







پذیرایی از گروه موسیقی وزیری/آبان ماه 1402 


